تبلیغات
 بچه های گل - شعر در مورد خورشید خانوم

شعر در مورد خورشید خانوم

 خورشید خانوم 

از پشت کوه دوباره

خورشید خانوم دراومد

با کفشای طلا و

 پیرهنی از زر اومد

آهسته تو آسمون

چرخی زد و هی خندید

ستاره‌ها رو آروم

از توی آسمون چید

با دستای قشنگش

ابرا رو جابه‌جا کرد

از اون بالا با شادی

 به آدما نیگا کرد 

دامنشو تکون داد

رو خونه‌ها نور پاشید

آدم‌ها خوشحال‌شدن

خورشید با اون‌ها خندید...





طبقه بندی: شعر ها و ترانه ها، 

تاریخ : پنجشنبه 13 خرداد 1395 | 05:49 ب.ظ | نویسنده : ،، عالی پور | نظرات

  • paper | سی پی | هیت شا